تیره سر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیره سر. [ رَ / رِ س َ] (ص مرکب ) تیره مغز. تیره رای . تیره خرد : کیست میرالشعرا گوئی و هم گوئی من نام خود خود نهی ای تیره سر و تیره ضمیر. سوزنی . ◄ سیاه سر. که سری تیره و سیاه دارد : زردی در آفتاب بقای حسود شاه از سیر تیره سر قلم زردفام تست . سوزنی . رجوع به تیره و دیگر ترکیبهای آن شود.