فرهنگ لغت

تیرمالی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تیرمالی . (ص مرکب، اِ مرکب ) در تداول عامه ؛ لاغر و چست . زن یا دختری با قد باریک و بلند و موزون و با قوت و با کمی مکر. لاغر و مکار. کشیده قامت . لاغر. (از یادداشتهای مرحوم دهخدا).

معنی تیرمالی | فرهنگ لغت