تیج
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تِ) (اِ.)<BR>۱- جوانه، جوانه درخت.<BR>۲- ابریشم خام.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تِ) (اِ.) ۱- جوانه، جوانه درخت. ۲- ابریشم خام.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیج . (اِ) نخ ابریشم . (برهان ) (انجمن آرا) (فرهنگ جهانگیری ) (فرهنگ رشیدی ) (آنندراج ). ابریشم خام . (ناظم الاطباء). ◄ پنبه ای که آن را بدست از هم بگشایند و بعضی گویند پنبه ریزهائی است که در وقت حلاجی کردن بر سر و ریش استاد حلاجی می چسبد. (برهان ) (از فرهنگ جهانگیری ) (از فرهنگ رشیدی ) (از انجمن آرا)(از آنندراج ) (از ناظم الاطباء). ◄ به معنی پیچیده و فشارده هم هست . و امر به این معنی باشد یعنی بپیچ و بیفشار. (برهان ) (از ناظم الاطباء). ◄ تیر را نیز گویند که به عربی سهم خوانند. (برهان ) (از ناظم الاطباء). تیر را گویند که از کمان بیندازند. (فرهنگ رشیدی ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ). ◄ پهلوی «تیج » ... در گیلکی «تیج » به معنی تیز است و در طبری «تِج » به معنی تند و تیز... (حاشیه ٔ برهان چ معین ).