تیتال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیتال . (اِ) فریب و چاپلوسی را گویند. (برهان ). مکر و فریب و بدین معنی مشترک است در هندی . (آنندراج ). فریب و حیله و مکر و چاپلوسی .(ناظم الاطباء). فریب و مکر و چاپلوسی و تملق . (فرهنگ فارسی معین ). سخنان فریبنده . گفتاری فریبنده . سخنان آرام کننده . چرب زبانی با طفل . آرام کردن بچه و مانند او را بزبان : با زبان و تیتال طوری بچه را از گریه بازداشتم . با بچه با زبان و تیتال باید رفتار کرد نه با کتک . (از یادداشتهای مرحوم دهخدا) : لب از مژگان پر از تیتال عشوه دو چشم آبستن اطفال عشوه . فوقی یزدی (از آنندراج ). چون کلام اﷲ ناطق معجزی داری بیار هیچکس از شیوه ٔ تیتال پیغمبر نشد. باقر کاشی (ایضاً).