تیبا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیبا. (هزوارش، اِ) به زبان زند و پازند آهو را گویند و به تازی ظبی خوانند. (برهان ). هزوارش تیبا پهلوی آهوک (آهو) (حاشیه ٔ برهان چ معین ) (از ناظم الاطباء). به زبان زند و پازند در برهان آهو آورده و در فرهنگها نیافتم . (انجمن آرا) (از آنندراج ). ◄ به معنی دفع کردن و انتظار و عشوه . (غیاث اللغات ). در غیاث به معنی دفعه کردن (کذا) و انتظار و عشوه آمده . (آنندراج ) : هین بِجِه زین مادر و تیبای او. سیلی بابا به از حلوای او. مولوی (چ نیکلسون دفتر ٦ ص ٣٥٥). کند صدگونه تیبا آن پری رو فریبد مردمان آن چشم آهو. میرنظمی .