تکویر کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تکویر کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) در عبارت ذیل ظاهراً از کوره گرفته است بر مبنای اتخاذ فعل از اسم : زیرا که ایشان آن کسی بودند که مالک شهر قم شدند وآنرا تکویر کردند و بارو کشیدند. (تاریخ قم ص ١٢).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تکویر کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) در عبارت ذیل ظاهراً از کوره گرفته است بر مبنای اتخاذ فعل از اسم : زیرا که ایشان آن کسی بودند که مالک شهر قم شدند وآنرا تکویر کردند و بارو کشیدند. (تاریخ قم ص ١٢).