تکمیل کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تکمیل کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کامل کردن . تمام کردن . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به تکمیل شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
بفرجام رساندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تکمیل کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کامل کردن . تمام کردن . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به تکمیل شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
بفرجام رساندن