تکمیل دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تکمیل دادن . [ ت َ دَ ] (مص مرکب ) کامل کردن . کمال دادن . به حد تمامی و نیکویی رسانیدن : سایه ای کز مدد مد سوادش داده ست دست کحال قضا دیده ٔدین را تکمیل . انوری . رجوع به تکمیل شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تکمیل دادن . [ ت َ دَ ] (مص مرکب ) کامل کردن . کمال دادن . به حد تمامی و نیکویی رسانیدن : سایه ای کز مدد مد سوادش داده ست دست کحال قضا دیده ٔدین را تکمیل . انوری . رجوع به تکمیل شود.