تکلیف کش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تکلیف کش . [ ت َ ک َ / ک ِ ] (نف مرکب ) زحمت کش . فرمانبردار. که رنج وسختی تحمل کند. که زحمت کشد و رنج برد : بدهم این زر را بدین تکلیف کش تا دو سه روزی شود از قوت خوش . مولوی . رجوع به تکلیف و دیگر ترکیبهای آن شود.