تکلم
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ کَ لُّ) [ ع. ] (مص ل.) سخن گفتن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ کَ لُّ) [ ع. ] (مص ل.) سخن گفتن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تکلم . [ ت َ ک َل ْ ل ُ ] (ع مص ) سخن گفتن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (منتهی الارب ) (از غیاث اللغات ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). سخن گفتن که در مستمع اثر کند. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ).
مترادف و متضاد واژهدان
اختلاط، حرف، صحبت، گپ، گفتار، گفتگو، مکالمه سخنگفتن، گپ زن، گفتگو کردن، مکالمه کردن (متضاد: استماع، گوش دادن)
واژگان فارسی سره واژهدان
گفتگو، سخنوری، سخنگویی