تکلح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تکلح . [ ت َ ک َل ْ ل ُ ] (ع مص ) سپید واکردن دندان در ترشرویی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ترشرویی کردن و افراط در تعبس و گفته اند الکلوح در اصل آشکار گردیدن دندانهای عبوس است . (از اقرب الموارد). ◄ ترشرویی کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ تبسم . (از اقرب الموارد). ◄ پیاپی درخشیدن برق . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).