تکعیب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- چهارگوشه ساختن چیزی.<BR>۲- پر کردن ظرف.<BR>۳- عددی را به توان سه رسانیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- چهارگوشه ساختن چیزی. ۲- پر کردن ظرف. ۳- عددی را به توان سه رسانیدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تکعیب . [ ت َ ] (ع مص ) نارپستان شدن . (تاج المصادر بیهقی ). نو برآمدن و بلند شدن پستان دختر و نارپستان شدن آن . (منتهی الارب ). نارپستان شدن و بلند شدن پستان دختر. (آنندراج ). برآمدن پستان دختر. (از اقرب الموارد). ◄ چهارگوشه ساختن چیزی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ تکعیب مکعب کردن است . چون عددرا بمثل خویش زنی و آنچه گرد آید هم بدو زنی مکعب کرده آید. چون ٣ که اندر ٣ زنی، ٩ شود و این مال است، چون او را به ٣ زنی بیست وهفت آید، این مکعب است . (التفهیم بیرونی چ جلال همایی ص ٤٣). و رجوع به تضلیع شود. ◄ پر کردن چیزی . (از اقرب الموارد).