تکبیر کشیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تکبیر کشیدن . [ ت َ ک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) اﷲاکبر، اﷲاکبر گفتن . تکبیر کردن . تکبیر گفتن : خورشید از کمال تو تکبیر می کشد ماه از تو کس ندید تمام آفریده تر. نظیری نیشابوری (از آنندراج ). رجوع به تکبیر شود.