تکاندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ دَ)(مص م.)حرکت دادن، جنباندن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ دَ)(مص م.)حرکت دادن، جنباندن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تکاندن . [ ت َ دَ ] (مص ) تکان دادن . تکانیدن : آمدی لب بام قالیچه تکاندی قالیچه گرد نداشت خودت نماندی . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
مترادف و متضاد واژهدان
جنباندن، حرکتدادن، تکان دادن، تکانیدن ستردن