تکان خوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تکان خوردن . [ ت َ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب ) از جای برجستن و جنبیدن و لرزش گرفتن و مضطرب شدن . (ناظم الاطباء). ◄ سخت ترسیدن . (یادداشت بخطمرحوم دهخدا). ◄ در اصطلاح بنایان نشست کردن بنایی به علت سست شدن پی او. (یادداشت ایضاً).
مترادف و متضاد واژهدان
جمخوردن، حرکت کردن، جنبیدن منقلب شدن، بههیجان آمدن هول کردن، هراسیدن بهاهتزاز درآمدن