تپنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تپنگ . [ ت َ پ َ ] (اِ) طبق چوبین بقالان و میوه فروشان باشد به این معنی با بای ابجد هم گفته اند. (برهان ). در گیلکی تبجه . طبقی چوبین که در آن برنج ریزند و پاک کنند. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). تبنگ . (ناظم الاطباء).
تپنگ . [ ت ُ ن َ ] (اِ) قالبی که زرگران و صفاران چیزها در آن ریزند و به این معنی به تقدیم نون بر حرف ثانی هم آمده است . (برهان ). رجوع به تنپگ شود.