تویه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تویه . [ ی ِ ] (اِ) قوس قزح را گویند. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
تویه . [ ی ِ ] (اِخ ) قصبه ٔمرکز دهستان تویه دروار است که در بخش صیدآباد شهرستان دامغان واقع است و ٢٥٠٠ تن سکنه دارد. محصول آنجاغلات و گردو و میوه و لبنیات است و از معدن سرب آن بهره برداری میشود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).
تویه . [ ی ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان رودبار است که در بخش حومه ٔ شهرستان دامغان واقع است و ٥٢٠ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).