توپچی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توپچی . (ترکی، ص مرکب، اِ مرکب ) مأخوذ از ترکی، لشکری توپ دار و لشکری که سلاحش توپ است . (ناظم الاطباء). آنکه توپ انداختن داند و بدین اسم در قشون معین است . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). فرد یا افرادی که اداره ٔ توپ را از جهت فنی اعم از نشانه گیری و جز آن بعهده دارند توپچی و توپچیان نامند. واحدی از نظام که مأمور تیراندازی با توپ است . (فرهنگ فارسی معین ).رجوع به توپچی باشی و توپ و دیگر ترکیبهای آن شود.
توپچی . (اِخ ) قصبه ای از دهستان حنافره است که در بخش شادگان شهرستان خرمشهر واقع است و ٣٤٤٠ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).