توهم کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توهم کردن . [ ت َ وَهَْ هَُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) پنداشتن . گمان بردن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). گمان کردن و پنداشتن . (ناظم الاطباء). رجوع به توهم شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توهم کردن . [ ت َ وَهَْ هَُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) پنداشتن . گمان بردن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). گمان کردن و پنداشتن . (ناظم الاطباء). رجوع به توهم شود.