تونسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تونسی . [ ن ِ / ن ُ ] (اِخ ) عمربن عبدالرحمن بن ابی القاسم بن محمدبن زکریا. او راست : اخلاص النصایح فی تخطیطالصفائح . ....که در شعبان ٨٥١ هَ . ق . این کتاب را بپایان رسانید. (از اسماءالمؤلفین ج ١ ستون ٧٩٣).
تونسی . [ ن ِ / ن ُ ] (اِخ ) محمدبن عمربن سلیمان (١٢٠٤-١٢٧٤ هَ . ق .). وی درتونس متولد شده و به سودان و مصر رفت و چون در مفردات لغت و اصطلاحات عالم بود، در مدرسه ٔ ابی زعبل به تصحیح کتابها پرداخت و کتابهای فراوانی در این دوره در رشته ٔ شیمی و طب و گیاه شناسی ترجمه کرد و لغات این کتب و اصطلاحات آنها را به الفاظ صحیح نوشت و معنی کرد و در قاهره درگذشت . او راست : الشذور الذهبیة فی الالفاظ الطبیة. تشحیذ الاذهان بسیرةبلاد العرب و السودان . (از اعلام زرکلی ج ٣ ص ٩٦١).
تونسی . [ن ِ / ن ُ ] (اِخ ) علی پاشای دوم امیر تونس است که به سال ١٣٢٠ هَ . ق . درگذشت . او راست : منهاج التعریف فی اصول التکلیف . (از اسماءالمؤلفین ج ١ ستون ٧٧٨).