تولیگن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تولیگن . [ گ َ ] (اِ) فارسی غلیوازه و هندی چیل . (الفاظ الادویة). به معنی تواکن ...؛ یعنی غلیواج . (شرفنامه از لسان العجم شعوری ج ١ ورق ٣٠٨ ب ). رجوع به ماده ٔ قبل و تواکن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تولیگن . [ گ َ ] (اِ) فارسی غلیوازه و هندی چیل . (الفاظ الادویة). به معنی تواکن ...؛ یعنی غلیواج . (شرفنامه از لسان العجم شعوری ج ١ ورق ٣٠٨ ب ). رجوع به ماده ٔ قبل و تواکن شود.