تولیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تولیدن . [ دَ ] (مص ) از: «تول » + «یدن » پسوند مصدری . (حاشیه ٔ برهان چ معین ). رمیدن و دور شدن و به یک سو رفتن . (برهان ) (از ناظم الاطباء). رمیدن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) : سخت می تولی ز تربیعات آن وز وبال و کینه و آفات آن . مولوی . رجوع به تول و فاتولیدن شود.
تولیدن . [ ت َ / تُو دَ ] (مص ) بانگ زدن و به آواز بلند خواندن کسی را. (ناظم الاطباء).
تولیدن . [ دَ / ت َ / تُو دَ ] (مص ) خلیدن و با تیر زخم کردن . (ناظم الاطباء).