توقیت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تُ) [ ع. ] (مص م.) وقت معین کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تُ) [ ع. ] (مص م.) وقت معین کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توقیت . [ ت َ ] (ع مص ) وقت نهادن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (دهار). وقت نمودن . (آنندراج ). هنگام، پیدا کردن . یقال : وقته لیوم کذا؛ مثل اجلته . وقت موقت نعت است از آن و قری ٔ قوله تعالی و اذا الرسل وقتت (قرآن ٧٧ / ١١) (مشددة و مخففة) و اقتت بالهمزه کما فی وجوه اجوه . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). وقت پدید کردن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ◄ در اصطلاح محدثین، وقت معین و معلوم کردن ظهور امام دوازدهم را، و آن منهی عنه است . (یادداشت ایضاً).