توضیح دادن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
دلیل بودن علت بودن موجه کردن، تئوریزه کردن آب از سرچشمه گلآلود بودن
واژگان فارسی سره واژهدان
نگیختن، زندیدن، روشنگری کردن، روشنگردانیدن، برنگیختن، بازنمو دن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
دلیل بودن علت بودن موجه کردن، تئوریزه کردن آب از سرچشمه گلآلود بودن
واژگان فارسی سره واژهدان
نگیختن، زندیدن، روشنگری کردن، روشنگردانیدن، برنگیختن، بازنمو دن