توصیه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تُ یِ) [ ع. توصیة ] (مص م.)<BR>۱- سفارش کردن.<BR>۲- اندرز دادن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تُ یِ) [ ع. توصیه ] (مص م.) ۱- سفارش کردن. ۲- اندرز دادن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توصیة. [ ت َ ی َ ] (ع مص ) اندرز کردن و فرمودن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). اندرز کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). وصیت و اندرز کردن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). وصیت کردن . (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) : فلایستطیعون توصیةً و لا الی اهلهم یرجعون . (قرآن ٣٦ ٥٠/). ◄ (اِ)، اندرز و نصیحت و وصیت . (ناظم الاطباء). سپارش . وصیت . سفارش . اندرز. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
مترادف و متضاد واژهدان
اندرز، پیشنهاد، سفارش، نصیحت، وصیت، وعظ سفارش کردن اندرز دادن، نصیحت کردن وصیت کردن
واژگان فارسی سره واژهدان
سفارش، سپارش، رهنمود، پیشنهاد، پند، اندرز