توصیف
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تُ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- وصف کردن.<BR>۲- ستودن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تُ) [ ع. ] (مص م.) ۱- وصف کردن. ۲- ستودن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توصیف . [ ت َ ] (ع مص ) نیک صفت کردن . (آنندراج ). وصف و بیان حال . (ناظم الاطباء). وصف کردن . نشانی دادن . نشان گفتن . پیرایه گفتن . ستودن . ستایش . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
مترادف و متضاد واژهدان
تشریح، تعریف، توضیح، شرح، وصف ستایش کردن، ستودن، وصف کردن
واژگان فارسی سره واژهدان
ستودن، ستایش