فرهنگ لغت

توسط کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

توسط کردن . [ ت َ وَس ْ س ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) میانگی کردن . میانجی شدن . وساطت کردن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : یکی از وزرا به زیردستان رحمت آوردی واصلاح همگنان را به خیر توسط کردی . (گلستان سعدی ).

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی توسط کردن | فرهنگ لغت