توجه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ وَ جُّ) [ ع. ] (مص ل.)<BR>۱- روی کردن.<BR>۲- روی گردانیدن به سوی چیزی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ وَ جُّ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- روی کردن. ۲- روی گردانیدن به سوی چیزی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توجه . [ ت َ وَج ْ ج ُه ْ ] (ع مص ) روی فرا چیزی کردن . (تاج المصادر بیهقی ). روی نهادن . (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). روی آوردن، یقال : توجهت نحوک و الیک . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). رو بسوی چیزی یا به کسی آوردن (غیاث اللغات ). روی آوردن و قصد کردن بسوی چیزی یا کسی . (از اقرب الموارد). و با لفظ کردن مستعمل . (آنندراج ). ◄ شکست خوردن . ◄ روی گردانیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ پیر شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).یقال : توجه الشیخ ؛ ای ولی و کبر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ و فی المثل : احمق ما یتوجه ؛ ای لایحسن ان یأتی الغائط. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). ◄ (اِمص ) اراده و میل و آرزو و نگاه و نظر مرحمت و روی آوردگی و لطف و مهربانی و ملاطفت و شفقت و نوازش . ◄ تدبیر و تأمل و اندیشه . (ناظم الاطباء). ♦ توجه خاص ؛ نظر مرحمت و برگردانیدن روی بجانب خدای . (ناظم الاطباء). ♦ توجه نیازآمیز ؛ عبادت با خضوع و خشوع . (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
تدقیق، دقت، مبالات، مداقه، نگرش پرستاری، تیمار، دلسوزی، علاقه، مراقبت، مواظبت اعتنا، التفات، رعایت، عنایت، مبالات، محل، مراعات، ملاحظه، وقع پروا تمایل، میل نگهداری روی کردن، روی آوردن تیمار داشتن، غمخواری
فرهنگ طیفی واژهدان
علاقه، علاقهمندی، تأمل، استغراق، تعمق، غور، تفکر، تمرکز، توجه دقیق، تدبر، موشکافی، باریکبینی، دقت نظر، تدقیق، مداقه، دقت بذلتوجه، عنایت، اعتنا، مواظبت، تفقد، التفات، امعان، امعان نظر، لطف، محبت، مهربانی مراعات، هوشیاری، احتیاط هموغم، اندیشه، تحقیق، مطالعه نگاه فعالیت کنجکاوی لحاظ، درنظر گرفتن محافظت، مراقبت، نگهبانی، حفاظت پافشاری اقبال ≠ قابل توجه
واژگان فارسی سره واژهدان
پروا، نگریستن، نگرورزی، نگرش، نگر، نگاه، منید، رویکرد، رویآوری، روی آوری، دید، دریافت، پرداختن، آگاهی