توجر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توجر. [ ت َ وَج ْ ج ُ ] (ع مص ) فروخوردن دارو را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). بلعیدن دارو به دنبال هم . (از اقرب الموارد). ◄ به ناپسندی آب آشامیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). با کراهت آب نوشیدن . (از اقرب الموارد).