توث
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توث . (ع اِ) تود.لغتی است در تا. (منتهی الارب ). مأخوذ از توت فارسی و بمعنی آن . (ناظم الاطباء). میوه ایست شیرین و درخت توت . (آنندراج ). توت . تود. فرصاد. معرب توت است . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). و رجوع به المعرب جوالیقی ص ٩٠ شود. ◄ بثره به شکل توت در رحم و در نره . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به توثه شود.