توتید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توتید. [ ت َ تی ] (ع مص ) مبالغه ٔ وتد. (زوزنی ). میخ برپا کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ تثبیت کردن، یقال : وتد اﷲ الارض بالجبال و اوتدها و وتدها. و یقال : وتد رِجْلَه ُ فی الارض ؛ ای ثبتها... (از اقرب الموارد). ◄ برخیزانیدن ذکر را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ بر جای ماندن و اقامت کردن در خانه . ◄ برآمدن و استوار و قوی شدن گیاه در کشتزار. (از اقرب الموارد).