توتمس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توتمس . [ م ِ ] (اِخ ) یا توتموزیس (١٥٣٠ - ١٥١٥ ق .م .). اول از هیجدهمین سلاله ٔ سلاطین مصر قدیم است . او چند بار به سوریه لشکر کشید. (از لاروس ). رجوع به سه ماده ٔ بعد شود.
توتمس . [ م ِ ] (اِخ ) (١٥١٥ - ١٥٠٥ ق .م .) دوم از سلاله ٔ هیجدهم پادشاهان قدیم مصر است و ساختمانهای کارناک را او بنا نهاد. (از لاروس ). رجوع به ماده ٔ قبل و دو ماده ٔ بعد شود.
توتمس . [ م ِ ] (اِخ ) سوم از هیجدهمین سلاله ٔ سلاطین قدیم مصر و مشهورترین آنان است . وی هفده بار به سوریه لشکر کشید و فرمانروائی واقعی در سواحل فرات بوجود آورد. (از لاروس ). رجوع به دو ماده ٔ قبل و ماده ٔ بعد و تاریخ ایران باستان ج ١ ص ٦٨٨ و تاریخ کرد صص ٤٧-٤٨ و قاموس الاعلام ترکی شود.