توبیش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توبیش . [ ت َ ] (ع مص ) آشکار گردیدن درخش خدرگ به وزیدن باد بر آن : وبش الجمر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ درآویختن قوم در کاری از هر چیزی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). تعلق قوم در امری از هر مکان . ◄ گرد آمدن جمیع قبائل مختلف برای جنگ . (از اقرب الموارد).