توالد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ لُ) [ ع. ] (مص ل.)<BR>۱- از یکدیگر زادن.<BR>۲- بسیار فرزند آوردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ لُ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- از یکدیگر زادن. ۲- بسیار فرزند آوردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توالد. [ ت َ ل ُ ] (ع مص ) بهم (با هم ) بزادن . (زوزنی از یادداشت بخط مرحوم دهخدا) (منتهی الارب ). بهم زادن . (دهار) (از اقرب الموارد). از یکدیگر زادن . (آنندراج ). زه و زاد. زاد و زه . تناسل . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ◄ بسیار شدن قوم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بسیار شدن فرزند. (آنندراج ). بسیار شدن . (از اقرب الموارد). یقال : توالدوا؛ ای کثروا و ولد بعضهم بعضاً. (ناظم الاطباء). رجوع به ماده ٔ بعد شود.
مترادف و متضاد واژهدان
تناسل، تولید مثل، زادن، زادوولد، زایش تولیدمثل کردن، زادوولد کردن