توافق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ فُ) [ ع. ] (مص ل.)<BR>۱- با هم متفق شدن.<BR>۲- موافقت کردن با یکدیگر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ فُ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- با هم متفق شدن. ۲- موافقت کردن با یکدیگر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توافق . [ ت َ ف ُ ] (ع مص ) تواطؤ. اتفاق . (زوزنی از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). هم پشت شدن . (دهار). با هم یکجاشدن و موافق بودن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). با هم یکی شدن و هم پشتی کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).تقارب و تظاهر. (از اقرب الموارد). سازواری . هم پشتی . یگانگی در رای . سازگاری . التیام . سازش . مقابل تخالف . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). اتفاق و سازش . (ناظم الاطباء). ◄ (اصطلاح حساب ) هم وفق بودن دو ویا چندین عدد. (ناظم الاطباء). حالت دو عدد که هر دوبر یکدیگر قابل قسمت نباشند اما بر عدد سومی قابل قسمت باشند چون عدد هشت و بیست . (از تعریفات جرجانی ).
مترادف و متضاد واژهدان
آشتی، سازش، سازگاری، همدلی موافقت اتحاد، وفاق، وفق سازگار شدن، سازش کردن، متفق شدن، متحد شدن (متضاد: مخالفت، ناسازگاری)
واژگان فارسی سره واژهدان
همداستانی، هماوایی، سازگاری، سازش، پسند