تهیج
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ هَ یُّ) [ ع. ] (مص ل.) برانگیخته شدن، به هیجان آمدن.<BR>۲- (اِمص.) برانگیختگی، هیجان ؛ ج. تهیجات.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ هَ یُّ) [ ع. ] (مص ل.) برانگیخته شدن، به هیجان آمدن. ۲- (اِمص.) برانگیختگی، هیجان ؛ ج. تهیجات.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تهیج . [ ت َ هََ ی ْ ی ُ ] (ع مص ) برخاستن باد و گرد و آنچه بدان ماند. (تاج المصادر بیهقی ). گرد برخاستن . (زوزنی ). برخاستن باد و غبار و غیره . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). ◄ برانگیخته گردیدن و جنبیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) : تا اوباش و غوغا را از تهیج حرب و فتنه باز دارند. (سندبادنامه ص ٢٠٢). رجوع به تهییج شود.