تهی میانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تهی میانی . [ ت َ / ت ِ / ت ُ ] (حامص مرکب ) بی مغزی . کم ظرفی . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : پس از این همه مناقب، خجلم خجل پشیمان که ثنای خویش گفتن بود از تهی میانی . نظامی (یادداشت ایضاً). آن باد که این دهل زبانی باشدتهی و تهی میانی . نظامی . رجوع به تهی میان و تهی و دیگر ترکیبهای آن شود.