تهکم
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ هَ کُّ) [ ع. ] (مص ل.)<BR>۱- دست انداختن.<BR>۲- خشم گرفتن.<BR>۳- پشیمانی خوردن.<BR>۴- ویران شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ هَ کُّ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- دست انداختن. ۲- خشم گرفتن. ۳- پشیمانی خوردن. ۴- ویران شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تهکم . [ ت َ هََ ک ْ ک ُ ] (ع مص )شکسته و ویران شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). بیران شدن . (تاج المصادر بیهقی از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ◄ فروریختن چاه و مانندآن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ خندستانی کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). خندستانی کردن ؛ یعنی مسخرگی کردن .(مجمل اللغة از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). فسوس نمودن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). فسوس . لاغ . (یادداشت ایضاً) : زبان تحکم و تهکم در وی کشیدند و گفتند خداوندگار تو درمحال سعی می کند و بر باطل سخن می گوید. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ ١ تهران ص ١٣٣). ◄ پیاپی نیزه زدن . ◄ خرامیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ تکبرکردن . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ سخت خشم گرفتن . (تاج المصادر بیهقی ). سخت به خشم شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ پیش آمدن کسی را به بدی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ پشیمانی خوردن بر فوت کاری .(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ سرود گفتن . (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ باران بسیار باریدن که فوق طاقت باشد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). باران بسیار که برداشت نشود (؟). (منتهی الارب ) (آنندراج ).
مترادف و متضاد واژهدان
ریشخند، استهزا، مسخره، تمسخر دست انداختن