تهوید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تهوید. [ ت َ ] (ع مص ) یهود گردانیدن . (از منتهی الارب ) (از زوزنی ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ باهم جواب گفتن جن . ◄ آواز به گلو گردانیدن به نرمی . (منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ نیکو کردن آواز. ◄ سرود گفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ مشغول شدن به سماع سرود. ◄ سست کردن شراب کسی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد): و صهباء تنسینی الشراب المهودا. (اقرب الموارد). ◄ نرم بانگ کردن . ◄ آهستگی کردن در سیر و سخن . ◄ نرم رفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). الحدیث : اسرعوا لمشی فی الجنازه و لاتهودوا کماتهود الیهود و النصاری . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ بخواب شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ گوشت کوهان خوردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).