تهور کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تهور کردن . [ ت َ هََ وْ وُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بی باکی کردن و خود را در مهلکه انداختن و رشادت نمودن . (ناظم الاطباء) : بلی گفت دزدان تهور کنند به بازوی مردم شکم پر کنند. سعدی (بوستان ). مقابلت نکند با حجر، به پیشانی مگر کسی که تهور کند به نادانی . سعدی . ◄ گستاخی کردن . بی پروائی کردن . شوخ چشمی کردن . بی باکی کردن : در منازعتی که می رفت میان بختیارو عضدالدوله، بی ادبیها و تعدی ها و تهورها کرد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ١٩١). رجوع به تهور و دیگر ترکیبهای آن شود.