تهنید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تهنید. [ ت َ ] (ع مص ) دروغ گفتن . ◄ درنگ نمودن : ماهند تهنیداً؛ دروغ نگفت یا درنگ ننمود. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ دل کسی ببردن . (تاج المصادر بیهقی ). به عشق خود مبتلا کردن زن، کسی را از نرمی و ملاطفت . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ازناظم الاطباء). ◄ کوتاهی کردن در کار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تقصیر کردن در کاری . (آنندراج ). ◄ همچو جغد بانگ کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بانگ کردن مانند جغد. (ناظم الاطباء). ◄ زشت گفتن و دشنام دادن . ◄ برداشت کردن دشنام را. ◄ بند کردن زبان رااز دشنام دشنام دهنده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ شمشیر زدن از آهن هندی . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ تیز کردن شمشیر را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ (اِمص ) نرمی و ملاطفت . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ).