تهنیت گویان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تهنیت گویان . [ ت َ ی َ ] (ق مرکب ) در حال مبارکباد گفتن : که پندارم نگار سروبالا در این دم تهنیت گویان درآید. سعدی . رجوع به تهنیت و دیگر ترکیبهای آن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تهنیت گویان . [ ت َ ی َ ] (ق مرکب ) در حال مبارکباد گفتن : که پندارم نگار سروبالا در این دم تهنیت گویان درآید. سعدی . رجوع به تهنیت و دیگر ترکیبهای آن شود.