تهنیت گفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تهنیت گفتن . [ ت َ ی َ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) مبارکباد گفتن و خوش آمدی گفتن . تهنیت کردن .تهنیت دادن . (ناظم الاطباء) : خرچنگ تهنیت حیات باقی ایشان [ ماهیان ] بگفت . (کلیله و دمنه ). دیهیم و تخت، تهنیت تختگاه گفت آمد به حکم شه چو به دارالقرار تخت . ملاطغرا (از آنندراج ). رجوع به تهنیت و دیگر ترکیبهای آن شود.