فرهنگ لغت

تهجیع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تهجیع. [ ت َ ] (ع مص ) فرا خواب کردن . (تاج المصادر بیهقی ). نیک خواب کردن و خوابانیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). تنویم . (اقرب الموارد). رجوع به تنویم شود.

معنی تهجیع | فرهنگ لغت