فرهنگ لغت

تنییح

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تنییح . [ ت َن ْ ] (ع مص ) نیح اﷲ عظمَه ُ تنییحاً؛ سخت و قوی گرداند خدای استخوان او را، و ریزه ریزه کند (از اضداد است ). (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ مانیحته ُ بخیر؛ نبخشیدم او را به چیزی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ لانیح اﷲ عظامه ؛ سخت و قوی نگرداند خدای استخوان او را. (از اقرب الموارد).

معنی تنییح | فرهنگ لغت