فرهنگ لغت

تنیک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تنیک . [ ت َ ] (فرانسوی، ص ) تانیک . موصوف آن کلمه ٔ اسید است، به اصطلاح کیمیا ماده ٔقابضی را گویند که با بَزها (بازها) مرکب شده تولیدتنات کند، و آن را تنن نیز گویند. (ناظم الاطباء).

معنی تنیک | فرهنگ لغت