تنگ ظرف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنگ ظرف . [ ت َ ظَ ] (ص مرکب ) مرادف تنک ظرف به کاف تازی . (آنندراج ) : دیدن لعل لبش خاموش می سازد مرا تنگ ظرفم، رنگ می مدهوش می سازد مرا. صائب (از آنندراج ). ز چشم تنگ ظرف خود به چشمت برنمی آیم چسان گرداب گیرد بحر را در حلقه ٔ دامی . بیدل (از آنندراج ). و حق آنست که در این هر دو بیت محمول بر حقیقت است . (آنندراج ). ◄ پریشان و دلتنگ و ساده . (ناظم الاطباء). رجوع به تنک ظرف و ماده ٔ بعد شود.