تنگ شام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنگ شام . [ ت َ گ ِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) گیراگیر شام . (آنندراج ). نزدیک شام : به این حال پریشان خنده بر صبح وطن دارد دل آواره ام در تنگ شام حلقه ٔ مویی . مخلص کاشی (از آنندراج ). رجوع به تنگ کلاغ پر و تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.