تنگ سیم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنگ سیم . [ ت َ ] (ص مرکب ) کم پول . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). فقیر. کسی که سیم اندک دارد : خاصه در دولت سرایی کاندر او مدحت سرای تنگ سیم آید، از او بیرون شود با تنگ سیم . سوزنی (از یادداشت ایضاً). رجوع به تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.