تنگ درزی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنگ درزی . [ ت َ دَ ] (حامص مرکب ) چسبانی و اختلاط. (غیاث اللغات ) (آنندراج ) : به تنگ درزی ربط صد آشناچه کنم دلم خوشست که بیگانه همنشینت نیست . تأثیر (از آنندراج ). بعضی گویند بضم اول و فتح نون (کذا) و کاف عربی (تُنَک دَرْزی ) بمعنی پیوستگی و وصل دو چیز باشد که محل وصل آنها به غور معلوم شود. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). و رجوع به تنک درزی شود.